ملانصرالدین یکی ازشخصیت های قدیمی ایرانی است که در جک ها ازآن استفاده می شد ولی ما امروز ملانصرالدین جدید را برای شما به ارمغان آورده ایم. فسمت به فسمت در هفته به روز می گردد.
جک های ملانصرالدین قسمت(2).... ادامه مطلب
نصيحت كردن ملا
ملادختر خود را به يك مرد دهاتي داده بود. شب عروسي عده اي از خويشاوندانداماد از ده آمده و دخترك را سوار بر خري كرده با خود بردند. هنوز مقدارزيادي از خانه ملا دور نشده بودند كه ناگهان ملا دوان دوان خود را به آنهارساند. يكي از همراهان عروس از ملا پرسيد چي كار داري و براي چي با اينعچله به اينجا آمدي؟ ملا نفس نفس زنان گفت: بايد نصيحتي براي دخترم ميكردمولي يادم رفت. و سرش را نزديك به گوش او كرد و گفت: دخترم يادت باشد كه هروقت خواستي چيزي بدوزي پس از اينكه تار (نخ)را داخل سوزن كردي آخرش را گره.بزني وگرنه از سوراخ بيرون خواهد رفت
خر فروشي ملا
روزيملا خري را به بازار برد كه بفروشد. هر مشتري كه برايش ميرسيد, اگر از جلوميامد خر دهانش را باز ميكرد كه دندان بگيرد و اگر از عقب ميامد لگد ميزد.شخصي به ملا گفت: با اين وضع كسي خر را نخواهد خريد. ملا گفت: مقصد من همفروش آن نيست فقط ميخواهم مردم بدانند كه من از دست اين حيوان چي ميكشم
درس عبرت
ملابه حمام رفته بود. خدمتكاران حمام به او اعتنايي نكرده و خدمتي انحامندادند. ملا وقت رفتن ده دينار اجرت داد و حمامي ها از اين بخشش فوقالعــــــــاده متحير مانده ممنون گرديدند. هفته بعد كه باز ملا به حمامرفت احترام بي اندازه اي از هر يك خدمه ديد كه هر يك به نوعي اظهار كوچكيمينمودند ولي با اين همه ملا وقت بيرون رفتن فقط يك دينار به آنها داد.حمامي ها بي اندازه متغير گرديده پرسيدند: سبب بخشش بي جهت هفته قبل ورفتار امروزت چيست؟ ملا گفت: مزد امروز حمام را آنروز و مزد آنروز راامروز پرداختم تا شما با ادب شده مشتري هاي خود را رعايت بنمائيد