بسمه تعالی
داستان جنگل باران 1 که یکی از مدیران وبلاگ این داستان
را نوشته است امیدوارم که با خواندن این داستان کنجکاویتان
برای داستان جنگل باران 2 بیشتر شود دلیل کمبود آن،کم بود
وقت می باشد انشاءالله که نظرات و انتقاداتتان را از داستان
رانیز بدهید.
قسمتی از داستان:
شرزر که خیلی زرافه بد جنس و شروری بود در این میان سخنی گفت
و آن این بود:باید زرافه را در باغ وحش پیش انسان ها بگذاریم تا هم جنگل
در آسوده باشد و هم بتوانیم مشکلی را برای انسان ها به وجود آوریم.
آنها همین کار را کردند و زرافه بیچاره در باغ وحش زرافه های باغ وحش گذاشتند.