رمان سفر نوشته ی محمود دولت آبادی می باشد. سفر داستان یک گره، یک بنبست است، داستان با یک بحران آغاز میشود؛ از بیکار شدن مختار و طلیعه دنیای جدید و ورود ماشین که این گرفتاریها را آغاز کردهاست.
خلاصه:انتقام تنها چیزیه که به ذهن الهام میرسه ، انتقام تنها خواهرش الهه که به دست شوهر آمریکائیش به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده . وقتی ماجرا به گوش همه میرسه ، یکی از دوستای صمیمیش پیشش میره و بهش میگه که میتونه روی کمکش حساب کنه . وقتی که الهام به فرودگاه میرسه اونجا با مرد جدی و قد بلندی مواجه میشه که خودشو کامیار معرفی میکنه و میگه که از طرف خواهرش که دوست الهام محسوب میشه اومده . الهام با اعصاب داغون میفهمه که کامیار حقیقتو میگه و اون مجبوره با کامیار به آمریکا بره . نمیتونه از دستش هم خلاص بشه یا کامیارو بپیچونه ، پس همونجا تو دلش قسم میخوره که رابرت ، شوهر خواهرشو خودش پیدا کنه و بعد از اینکه به حسابش رسیدگی کرد به پلیس تحویلش بده بدون اینکه به کمک کامیار نیازی داشته باشه . ولی اونجا اتفاقای زیادی انتظارشو میکشه که خودش به تنهایی از پس هیچ کدومشون بر نمیاد ، ولی کامیار به خاطر شغل خاصش که الهام ازش بی خبره قدرت اینو داره که همزمان هم از جون الهام محافظت کنه و هم به دنبال رابرت بگرده …
خلاصه:همونطور که از اسمش بر میاد پزشکی تو رمانم هست که خیلی مغرور … تنها هم هست … دختری از جنس تموم دخترا با خیلی آرزوها که سعی داره تک تک بهشون برسه … در این بین کسی تو زندگیش وارد میشه ، نه مثل هر وارد شدنی … اتفاقی … خیلی اتفاقی … و این پزشک مغرور …
خلاصه:این داستان٬ داستان زندگی دختری به نام شقایق است که اعضاء خانوادهاش را در یک کشتار گروهی از دست داده و تک و تنها به عنوان تنها شاهد قتل اعضاء خانوادهاش تحت حمایت یک پلیس سختگیر به نام علیرضا قرار گرفته است و به نوعی علیرضا و تمام پلیسهای دیگر را مقصر در قتل خانوادهاش میداند و از آنها کینه به دل دارد.
خلاصه:سمیم و صنم در خانهٔ کوچکی با مادر خود زندگی میکنند.سمیم از صنم ۶ سال بزرگتر است و چون هم کار میکند و هم درس میخواند خیلی به صنم سخت میگیرد . صنم برای دوری از سمیم اطاق زیرزمین را به سوئیت تبدیل کرده و بیشتر وقت خود را در آن میگذارند . روزی سمیم به مادر میگوید که دوستی دارد که چون با پدرش اختلاف پیدا کرده میخواهد اطاق اجاره کند منهم به او سوئیت صنم را پیشنهاد کردم که اگر رامین بپذیرد اجاره خوبی میتوانیم از او بگیریم .مادر با پیشنهاد سمیم موافقت میکند و مخالفتهای صنم به هیچ جائی نمیرسد. رامین در سوییت مستقر شده و صنم برای اینکه او را فراری دهد دست به آذر و اذیت رامین میزند. رامین نیز کارهای او را بی جواب نمیگذارد. این کارها باعث علاقه صنم به رامین میشود و وقتی که به رامین از این عشق میگوید………
خلاصه:داستان در مورد زندگی فاطمه و سهیله که با هم ازدواج کردند و عاشق هم هستند که فاطمه زن مومنیه ولی سهیل مرد ه و س بازیه که نمیتونه دست از کاراش برداره این زوج با وجود تفاوت دید و رفتارشون تلاش میکنند که زندگی عاشقانشون رو حفظ کنند، اما این کار خیلی سخت تر از اون چیزیه که فکرش رو میکردند، خیلی تلاش میکنند، اما آیا به نتیجه میرسند یا نه …
خلاصه:نیکولا دین که در شمال انگلستان در یک مدرسه معتبر به تدریس مشغول است با تقاضای مادر پیر و مریضش که دیگر توانایی اداره کردن فروشگاه دهکده را ندارد برای کمک به اوشغلش را رهاو به خانه برمیگردد،و هر روز برای گردش به روی تپه ای که منظره بسیار زیبایی دارد میرود ولی گویا دکتر کانر میشل پزشک جوان وثروتمند دهکده هم مانند او به این تپه بسیار علاقه دارد و رویارویی دائم انها باعث خصومتشان میشودولی کمکهای بسیار دکتر کانر به نیکولاو مادرش علیرغم خصومت ظاهریشان نهال عشق را در قلب نیکولا بارور میسازد و…