نويسنده كتاب : میلان کوندرا
ناشر كتاب : کتابخانه دیجیتال ایران
زبان كتاب : فارسی
تعداد صفحات : 173
حجم دانلود : 1.9 مگابایت
میلان کندرا را در ایران بیشتر با رمان بار هستی می شناسند. البته اگر بتوان آثار او را رمان نامید زیرا در این داستانها بسیاری از قوانین رمان نویسی شکسته می شود و نویسنده راهی نو را بر می گذیند. آثار کندرا را باید ضد رمان نامید. داستانهایی که تنها به بیان ماجرا نمی پردازند بلکه شخصیتها را بیان می کنند و به درون ناگفته های آدمی قدم می نهند. میلان در مکتوباتش از رفتارها و تفکراتی در شخصیتهایش صحبت می کند که حرف زدن درباره آنها ممنوع میباشد. نه تنها ممنوع از آن جهت که بسیاری از گفته ها در کشورهایی چون ایران به زیر تیغ سانسور میروند بلکه از آن سو که کسی جرئت بیان درونیاتش را ندارد. هر کدام از ما با این وجود که دوست داریم دیگران ما را درک کنند ولی از شناسایی هویتمان میترسیم. هنر میلان شناسایی هویت شخصیت داستانهایش است.
رمان هویت نسبت به دیگر آثار کندرا از پیچیدگیهای کمتری برخوردار است و به همان نسبت شخصیت ها هم کمتر هستند. داستان بر محور شانتال میچرخد که زنی میانسال است . شانتال در ابتدای داستان با اندوه به همسرش ژان مارک میگوید: مردها دیگر رویشان را بر نمی گردانند که به من نگاه کنند. بیان چنین جمله ای که بی شک با رنجش همسر مواجه خواهد شد باعث تمام رویداد های داستان می شود. از سوی دیگر ژان مارک زن دیگری را با همسرش اشتباه میگیرد. آیا واقعاً تفاوت بین این زن (همسرش) با سایر زنان تا این اندازه کم بود؟ این دو رویدا موجب میشود زن و مرد از اینجا به بعد از روزمرگی خود خارج شوند و در ماجرایی قدم بگذارند که سرانجام میتواند موجب تباهی هردو شود. زن و مرد داستان که تا پیش از این در کنار هم زندگی سعادتمندی داشتند از راه عشق دچار بی عشقی می شوند. داستان با وجود سیاهی ها سر انجامی سپید دارد.
نويسنده كتاب : میلان کوندرا
ناشر كتاب : کتابخانه دیجیتال ایران
زبان كتاب : فارسی
تعداد صفحات : 173
حجم دانلود : 1.9 مگابایت
میلان کندرا را در ایران بیشتر با رمان بار هستی می شناسند. البته اگر بتوان آثار او را رمان نامید زیرا در این داستانها بسیاری از قوانین رمان نویسی شکسته می شود و نویسنده راهی نو را بر می گذیند. آثار کندرا را باید ضد رمان نامید. داستانهایی که تنها به بیان ماجرا نمی پردازند بلکه شخصیتها را بیان می کنند و به درون ناگفته های آدمی قدم می نهند. میلان در مکتوباتش از رفتارها و تفکراتی در شخصیتهایش صحبت می کند که حرف زدن درباره آنها ممنوع میباشد. نه تنها ممنوع از آن جهت که بسیاری از گفته ها در کشورهایی چون ایران به زیر تیغ سانسور میروند بلکه از آن سو که کسی جرئت بیان درونیاتش را ندارد. هر کدام از ما با این وجود که دوست داریم دیگران ما را درک کنند ولی از شناسایی هویتمان میترسیم. هنر میلان شناسایی هویت شخصیت داستانهایش است.
رمان هویت نسبت به دیگر آثار کندرا از پیچیدگیهای کمتری برخوردار است و به همان نسبت شخصیت ها هم کمتر هستند. داستان بر محور شانتال میچرخد که زنی میانسال است . شانتال در ابتدای داستان با اندوه به همسرش ژان مارک میگوید: مردها دیگر رویشان را بر نمی گردانند که به من نگاه کنند. بیان چنین جمله ای که بی شک با رنجش همسر مواجه خواهد شد باعث تمام رویداد های داستان می شود. از سوی دیگر ژان مارک زن دیگری را با همسرش اشتباه میگیرد. آیا واقعاً تفاوت بین این زن (همسرش) با سایر زنان تا این اندازه کم بود؟ این دو رویدا موجب میشود زن و مرد از اینجا به بعد از روزمرگی خود خارج شوند و در ماجرایی قدم بگذارند که سرانجام میتواند موجب تباهی هردو شود. زن و مرد داستان که تا پیش از این در کنار هم زندگی سعادتمندی داشتند از راه عشق دچار بی عشقی می شوند. داستان با وجود سیاهی ها سر انجامی سپید دارد.
دانلود فایل